مدح و منقبت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
باور نمیکنم که دلیـلش حـمـاقـت است بدگویی از "علی"، بهخدا از حسادت است حیف از علی، که با کس و ناکس قیاس شد آخر میان آتش و دریا، چه نسبت است؟ اینکه علی وصی پیمبر شدهست و بس چندین دلیل داشت، یکیشان عدالت است اینکه عـلـیست هـمـسـر دردانـۀ نـبـی چندین دلیل داشت، یکیشان شرافت است اینکه عـلـی مـیـان اُحُـد مـانـد یکتـنـه این که فـرار کـرد فـلانی روایت است مـولای ما فـرار نمیکـرد وقـت جـنگ غیر از شجاعت آنچه علی داشت، غیرت است اینکه یگانه فاتح خـیبرشکـن عـلیست معیار زور نیست که، حرف از لیاقت است اینکه به زور، آتش و تـیغ و طناب هم بیعت نکرده است، همین هم فضیلت است او را که هست تـحـت کـسای پـیـامـبـر دیگر چه حاجتی به ردای خلافت است؟ مشرف به مسـجـد است درِ خـانۀ عـلی او را چه احتیاج به کاخ و عمارت است؟ جـز بـیـن دسـتهـای یـدالـلـهـی عــلـی هرجا که رفته حکم خلافت، خیانت است از احمد ابن حَـنـبل در مُـسند آمده ست فضل عـلی زیادتر از فضل امت است ابن ابی الحـدیـد نـوشـتـهست این عـلـی از هر طرف که مینگرم دور از آفت است قول بخـاری است، به اقـرار او: عـلـی مشرفترینِ خلق خدا بر قضاوت است بر هر که جز علی بدهند این صفات را کذب است، سرقت است، دروغ است، غارت است آری دو یـادگـار به جـا مـانـده از نـبـی طبق گواهی همه، قرآن و عترت است بیعُرضه است هر که به دور علی نگشت آری که شرط لازم حج، استطاعت است یک لحـظـه هـم جـدا نـشـده از پیـامـبر آری خـداگـواه، عـلی اهل وحدت است حـق داشـتـه مـدام عـلـی را صـدا کـنـد ذکر عـلی به قـول پـیـمبر عبادت است آن عـده که مـعـاویـه بـاشـد امـیـرشـان عریان فرار کردنشان هم مهارت است فـرقـی بـزرگ بین عـلی و معاویهست فرقی که در دو واژۀ مرگ و شهادت است فـرزنـد ارث از پـدرش میبـرد، عـلی ارثی به جا گذاشت که نامش ولایت است آری یزید کـیست؟ سیاهی مطلـق است اما حسین کـیست؟ چـراغ هـدایت است چیزی که مانده از علی، اسلام ناب اوست چیزی که از معاویه ماندهست، بدعت است حـشــر مـخـالـفـان عــلـی بـا مـعـاویــه تا هست این دعا، چه نیازی به لعنت است؟ |